تبليغاتX
انجمن ادبی دبیرستان فرهنگ - سلام

انجمن ادبی دبیرستان فرهنگ

و با او با نگاه فریاد می کردیم!

سلام

آسمان چشم او آینه کیست آن که چون آینه با من رو به رو بود

درد و نفرین درد و بر سفر باد سرنوشت این جدایی دست او بود

گریه مکن که سرنوشت گر مرا از تو جدا کرد

عاقبت دل های ما با غم من آشنا کرد

چهره اش آینه کیست آن که با من روبه روبود

دردونفرین بر سفر این گناه از دست او بود

ای شکسته خاطر من روزگارت شادمان باد

ای درخت پر گل من نو بهارت ارغوان باد

ای دلت خورشید خندان سینه تاریک من سنگ قبرآرزو بود

آن چه کردی با دل من قصه سنگ صبور بود

من گلی پزمرده بودم گر تو را صد رنگ بو بود

ای دلت خورشید خندان سینه تاریک من سنگ قبرآرزم بود

 

 

با سلام البته ببخشید هر چی گشتم (ز)(ز نه ها همون حرفی که تو الفبا بعد زمی گیمم) تو کیبوردم نبود و به خاطر همین ز تایپ شد.

دختر تنها.....

+ نوشته شده در  جمعه 1384/07/15ساعت   توسط بر و بچس دبيرستان فرهنگ  |