سرود آشنایی
نام خود را با تو می گویم
و کلید خانه ام را در دستت میگزارم....................
دختر تنها..............................
و با او با نگاه فریاد می کردیم!
نام خود را با تو می گویم
و کلید خانه ام را در دستت میگزارم....................
دختر تنها..............................
وا فريادا زعشق وافريادا
کارم به يکی طرفه نگار افتادا
گر داد من شکسته دادا ،دادا
ورنه من و عشق هر چه بادا بادا
...
این فرشته زیبا را
من دیده ام،با جامه های سبز بهاری رنگ،
در بازی طلایی ماهی ها،
در اشک ابر،
زمزمه باران.
در گردش.
در ریزش.
آرامش
این نهفته ی پیدا را،
من دیده ام ،درآیه های روشن بی آهنگ
در ساقه های سبز حقیقت
در شاخه ی شکفته باور ها
در جوشش...
در جنبش...
من دیده ام این فرشته بی آهنگ،
با جامه های سبز بهاری رنگ،
بر روی غنچه های یقین آرمیده بود.
با ژاله ی امید به نجوا نشسته بود.
"smile&tear"