![]() یه گل سرخ تقدیم به همه ی ادبیاتی ها
پست الکترونیک آرشیو مطالب نویسندگان
آرشیو مطالب
جستجو
پیوندها
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
انجمن ادبی دبیرستان فرهنگ
و با او با نگاه فریاد می کردیم! با فریدون مشیری
ترانه ها
چند قورباغه از جنگلي عبور مي كردند كه ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عميقي افتادند . بقيه ي قورباغه ها در كنار گودال جمع شدند و وقتي ديدند كه گودال چه قدر عميق است به دو قورباغه ي ديگر گفتند كه ديگر چاره اي نيست . شما به زودي خواهيد مرد . از كتاب هفده داستان كوتاه كوتاه
با احمد رضا احمدی ...
در كمين اندوه هستم ...
سرود آشنایی
کیستی که من این گونه به اعتماد
نام خود را با تو می گویم و کلید خانه ام را در دستت میگزارم.................... دختر تنها..............................
هر آنچه از عشق گفتنی ست باید گفت...
وا فريادا زعشق وافريادا کارم به يکی طرفه نگار افتادا گر داد من شکسته دادا ،دادا ورنه من و عشق هر چه بادا بادا ...
و اما مرگ، پايان نيست. آغاز دويدن هاست. دراین سو، پاي ما آماده مي گردد، با رنج وفشار و درد. در آن سو، سخت مي تازيم.تا آن مقصد بي مرز. ... سرم می رفت. چشمم سخت می جوشید. نگاهم در نگاهش می پیچید. و قلب عاشقم آرام می جوشید. و با او در سکوت آواز می خواندیم. و با او با نگاه فرياد مي كرديم. "smile&tear"
![]()
آرامش
این فرشته زیبا را من دیده ام،با جامه های سبز بهاری رنگ، در بازی طلایی ماهی ها، در اشک ابر، زمزمه باران. در گردش. در ریزش. آرامش این نهفته ی پیدا را، من دیده ام ،درآیه های روشن بی آهنگ در ساقه های سبز حقیقت در شاخه ی شکفته باور ها در جوشش... در جنبش... من دیده ام این فرشته بی آهنگ، با جامه های سبز بهاری رنگ، بر روی غنچه های یقین آرمیده بود. با ژاله ی امید به نجوا نشسته بود. "smile&tear"
مرگ را تجربه کن تا از زندگی سهمگین اسوده شوی دختر تنها..........
سلام
آسمان چشم او آینه کیست آن که چون آینه با من رو به رو بود درد و نفرین درد و بر سفر باد سرنوشت این جدایی دست او بود گریه مکن که سرنوشت گر مرا از تو جدا کرد عاقبت دل های ما با غم من آشنا کرد چهره اش آینه کیست آن که با من روبه روبود دردونفرین بر سفر این گناه از دست او بود ای شکسته خاطر من روزگارت شادمان باد ای درخت پر گل من نو بهارت ارغوان باد ای دلت خورشید خندان سینه تاریک من سنگ قبرآرزو بود آن چه کردی با دل من قصه سنگ صبور بودمن گلی پزمرده بودم گر تو را صد رنگ بو بود ای دلت خورشید خندان سینه تاریک من سنگ قبرآرزم بود
با سلام البته ببخشید هر چی گشتم (ز)(ز نه ها همون حرفی که تو الفبا بعد زمی گیمم) تو کیبوردم نبود و به خاطر همین ز تایپ شد. دختر تنها.....
|